به قلم : تیم تحریریه

چکیده:

مدل GE در واقع به عنوان يک راه حل براي رفع محدوديت‌‌هاي مدل BCG در مجموعه پورتفوليو از سوی شرکت جنرال الکتريک و با مشاوره “شرکت مک کنزی ‌اندکمپانی” ارايه شد. اين مدل که يک ماتريس پيچيده‌تر از BCG است بجاي چهارخانه، از نه خانه تشکيل شده است که به ‌همين خاطر به شبکه برنامه‌ريزي نه خانه‌اي GE نيز معروف است. در مدل GE روی محور X ها عامل موقعيت رقابتي و قدرت شرکت و روي محور Yها جذابيت صنعت درج شده و به جای گزينه‌های دوگانه بالا و پائين، محور Xها و Yها اعداد ۱ تا ۵ و يا گزينه زياد، متوسط و کم مشخص شده، است.

در مدل GE داده‌های بيشتری، به نسبت BCG مورد توجه قرار مي‌گيرد. به عنوان مثال جذابيت صنعت شامل: نرخ رشد بازار، سود آوری صنعت، اندازه و روشهای قيمت گذاری و فرصت‌ها و تهديدهای ديگر نيز هست و موقعيت رقابتی نيز شامل مواردی چون: سهم بازار، موقعيت تکنولوژيک، سودآوری، اندازه و ديگر نقاط قوت و ضعف مربوطه است. ماتريس GE به شرح زير ترسيم مي‌شود:

گام اول:

تعيين اعداد يا گزينه‌های روی هر يک از محورهای مختصات برای عوامل جذابيت صنعت و موقعيت شرکت.

عناوين اين عوامل متناسب با ويژگی ها و نوع صنعت و خدمات مورد نظر انتخاب می‌شوند.

گام دوم:

انتخاب عوامل کليدی مورد نياز برای موفقيت در هر يک از خطوط توليد يا واحد کسب و کار و نيز با استفاده از مقياس عددی از ۱(خيلی ضعيف) تا ۵(خيلی قوی)، ميزان قدرت شرکت و موقعيت رقابتی آن برای موارد انتخاب شده مشخص می‌شود.

گام سوم:

موقعيت فعلی هر يک از خطوط توليد يا واحد کسب و کار نشان داده می‌شود.

گام چهارم:

با فرض اينکه موقعيت فعلی سازمان از حيث استراتژی های کلان و کسب و کار تغيير نمی‌کند وضعيت آتی آن رسم می‌شود. در صورتی که بين وضعيت فعلی با پيش‌بينی شده از حيث عملکرد، تفاوت و شکاف وجود داشته مديران واداشته می‌شوند تا اهداف، ماموریت‌ها، استراتژی ها و سياست‌ های شرکت را بطور جدی مورد بازبينی قرار دهند. با اين وصف در واقع GE مکمل و يا مدل توسعه يافته BCG است. اين ماتريس، متغيرهای بيشتری را شامل و به استنتاج‌ های ساده منجر نمی‌شود کما اينکه برای سنجش ميزان جذابيت صنعت، معيارهای مختلف و متعددی متناسب با ماهيت صنعت (توليد يا خدمات) قابل توجه است و لذا استفاده‌کنندگان می‌توانند روی هر يک از محورهای مختصات عوامل موثر و مرتبط متعددی را برگزيده و برآورد کمی دقيق‌تری به نسبت BCG  از جذابيت صنعت و قدرت و موقعيت سازمان مربوطه بعمل آورند، گرچه قضاوت‌ها ممکن است در عمل، ذهنی بوده و از يک موقعيت به موقعيت ديگر فرق کند. از جمله ضعف‌های اين ماتريس ناتوانی در پيش‌بينی درست موقعيت‌های آتی محصول يا خدمات در حال توسعه است.

مدل‌هاي BCG و GE به عنوان بخشی از مجموعه تحليل پورتفوليو به مديران کمک می‌کنند، اولا هر يک از فعالیت‌های سازمان را مستقلا ارزيابی کرده و اهداف آن را تعيين و منابع را به آن اختصاص دهند. دوماً از داده‌های تهيه شده در خارج سازمان برای تکميل قضاوت ‌های خود بهره بگيرند، سوماً آنان را متوجه ميزان منابع سازمان برای استفاده در امر توسعه سازمان می‌سازد و چهارماً با رسم تصاوير گرافيکی امکان درک واقعيت ها را تسهيل کنند. هر دو مدل دارای محدوديت ‌هايی هستند از جمله:

۱) آسان نبودن تعريف بخش‌هاي بازار و محصول خدمات

۲) پيشنهاد استراتژی های استاندارد که ممکن است غير قبال اجرا بوده و يا فرصت ها را از دست بدهند.

۳) بدليل ذهنی بودن قضاوت، ممکن است در واقعيت، جواب درست ندهند و يا مديران از خطاهای پيش‌ آمده غفلت کنند.

۴) نامها، به ويژه در BCG داراي بار ارزشی هستند و ممکن است مديران را نسبت به موقعيت‌ها بفريبند و يا دچار خوش بينی غير واقع بينانه بکنند.

۵) در عمل هميشه مشخص نيست چه چيزی موجب جذابيت يک صنعت مي‌شود يا محصول و خدمات در کدام مرحله از چرخه حيات خود است.

۶) سازمان ناچار به پيروی چشم بسته از الگو می‌شود که ممکن است در عمل به نفع سازمان نباشد.

ارتباط با ما

آدرس: تهران، بزرگراه همت غرب، ابتدای بلوار کوهسار، بن بست گل، پلاک 1، طبقه سوم، واحد 5

پست الکترونیک: info@imcs.institute

تلفن: 44355227-021

آپارات   لینکدین   اینستاگرام