021 - 44 35 52 27 Info@imcs.institute

گردآوری و تألیف: ارشیا فریدنی

چکیده

این مقاله سعی دارد تا به تشریح اهمی‌ت موضوع سرمایه فکری ( Intellectual Capital ) در شرکت‌ها بپردازد.
( هر نوع کسب و کار(Business)، شرکت، سازمان و به طور کلی بنگاه اقتصادی در این مقاله شرکت نامیده می‌‌شود )
سرمایه فکری( Intellectual Capital ) به همه موجودیت‌های نامشهود یک شرکت گفته می‌شود.
هرآنچه که برای یک شرکت ارزش به حساب می‌آید و سرمایه محسوب می‌شود، اما در حسابداری‌های سنتی منظور نمی‌شود را می‌توان سرمایه فکری در نظر گرفت.
به عبارت دیگر تمام دانسته‌های موجود در یک شرکت را که به پیشبرد اهداف آن کمک می‌کند سرمایه فکری می‌گوییم. فرهنگ‌های رشد یافته در یک سازمان به خصوص فرهنگ‌های پیشبرنده‌ا‌‌‌ی که خواسته یا در برخی موارد ناخواسته در یک سازمان رشد کرده اند، سرمایه فکری به حساب می‌آیند.
تصور کنید که شرکت یک انسان است زمانی که در باره یک انسان صحبت می‌کنیم تمام آنچه در ذهن به صورت اطلاعات ذخیره شده وجود دارد را سرمایه فکری می‌دانیم. این مهم حاصل فرآیند‌های زمانبر بسیار پیچیده  تحصیلات، تجربیات، مطالعات و مشاوره گرفتن‌های ارزشمند بوده و یک شبه به دست نیامده است.
 نوع ساختاری که در ذهن هر فرد میان اطلاعات مختلف وجود دارد که به منطق ذهن معروف است نوع دیگری از سرمایه فکری است، ارتباطات با دیگران، کیفیت آن، میزان و نوع ارتباطات ما اعتبار ما که تابعیست از هزاران فاکتور مختلف قابل اندازه گیری و غیر قابل اندازه گیری نیز سرمایه فکری محسوب می‌شود.
ما آن چیزی که می‌شناسیم و در ذهنمان به آن جایگاهی می‌دهیم دارای یک شخصیت است. هیچ فرد یا شرکتی یا به طور کلی هیچ چیزی در ذهن ما بدون جایگاه و بدون شخصیت وجود ندارد. فقط سوال این است جایگاه این شخصیت کجاست ؟ چه کیفیتی دارد ؟ آیا این جایگاه خوب است یا ضعیف؟  عالی است یا متزلزل ؟ با اعتبار است یا اعتبار آن مخدوش شده است ؟
همه ما انسان‌هایی را می‌شناسیم که از امکانات فیزیکی خوبی برخوردار هستند اما هرگز دستاوردهای مهمی‌ نداشته اند و یا دستاوردهایشان نسبت به امکاناتشان ضعیف است. افرادی را می‌شناسیم که برخوردار از هوش بالا، حافظه خوب، چهره زیبا و یا هر خصوصیت متمایز کننده دیگری هستند اما موفقیت‌های کمی‌ به دست آورده اند این عملکرد ضعیف حاصل نگرش‌های ضعیف است. نگرش‌هایی که (حداقل) نتیجه آن ضعف در یکی از سه جنبه اشاره شده در فرد است. این همان چیزی است که ما آنرا شخصیت ضعیف تعبیر می‌کنیم.
 سرمایه فکری در شرکت ها به ۳ دسته کلی تقسیم می‌شود:
*. دسته اول دانسته‌های یک سازمان که معمولأ در ذهن افراد جای دارد که از ترکیب
     *.اطلاعات ذهنی افراد که شامل تجربیات و دانسته‌های شخصی و تجربیات و دانسته‌هایی که در شرکت به دست آورده است
  *. مهارت‌ها و توانایی‌های آن فرد به وجود آمده که به خبرگی‌های افراد معروف است، این دسته از سرمایه فکری را به نام سرمایه انسانی ( Human Capital ) می‌شناسیم. این نوع سرمایه فکری جزو سرمایه‌های فکری درون سازمانی است. سرمایه‌های انسانی اگر درست مدیریت نشود تبعات زیانباری برای یک سازمان خواهد داشت که از جمله آن می‌توان به:
*. از میان رفتن سرمایه‌های سازمان در زمان خروج افراد از سازمان .
*. پرهزینه تر شدن آموزش افراد جدید الورود به سازمان.
*. بالا بردن بی مورد قدرت افراد در سازمان که در مواردی می‌تواند مخرب نیز باشد.
*. و …
اشاره کرد.
 **. ساختارهای معمول و عمومأ نا نوشته سازمان‌ها، نوع دسته بندی اطلاعات نرم افزارها و شیوه‌های انحصاری مربوط به استفاده از آن ساختار  سیستم‌های فروش، ساختار تیم‌های فروش، ساختارهای فرهنگی، اجتماعی، ارتباطی و گروه‌های غیر رسمی‌ موجود در سازمان ها و امثال آن گفته می‌شود به این نوع سرمایه، سرمایه ساختاری ( Structural Capital) گفته می‌‌شود.
عدم مدیریت این ساختارها و فرهنگ‌ها می‌تواند باعث :
*. زمینه سازی برای به انحراف کشیده شدن روابط را فراهم کند و دور ساختن سازمان از اهداف.
*. غیرممکن و یا پرهزینه سازی طراحی ساختارهای جدید با توجه به عدم شناخت کافی از ساختارهای قبلی.
*. غیر ممکن سازی اصلاح ساختار‌ها و فرهنگ‌ها و اختلال در سرعت پیشرفت و حتی ایجاد روند رو به عقب در سازمان.
*. و …
این نوع سرمایه فکری نیز جزئی از سرمایه‌های درون سازمانی است .
***. سرمایه‌های فکری از نوع سرمایه‌های برون سازمانی است. نوع ارتباطات یک سازمان با مشتریان خود، تصوری که مشتریان یک سازمان از آن پیدا کرده اند، کیفیت این ارتباطات و میزان آن از این نوع سرمایه است. همچنین سرمایه‌های فکری برون سازمانی به نوع ارتباطات و اعتبارات یک شرکت نزد تامین کنندگان آن می‌باشد. تامین کنندگان مرتبط با شرکت از جمله تامین کنندگان مواد اولیه مورد نظر، اجناس مورد نیاز، تامین کنندگان سرویس‌های درخواستی یک شرکت اعتبار آن شرکت نزد سیستم‌های بانکی اداره مالیات و اداره تامین اجتماعی نیز می‌باشد. این نوع سرمایه را سرمایه مشتری می‌نامیم. (Customer Capital)
محاسبه میزان ارزش هر یک از سرمایه‌های مطروحه بسیار مشکل است اما در این بین محاسبه میزان ارزش سرمایه ساختاری آسانتر از محاسبه ارزشی سرمایه انسانیست و همچنین محاسبه میزان ارزش سرمایه انسانی آسانتر از محاسبه ارزش مشتری (Customer Capital) است.
روش‌های بسیاری برای محاسبه سرمایه فکری(Intellectual Capital) وجود دارد. در اینجا دو روش پیشنهادی برای محاسبه سرمایه فکری (Intellectual Capital) آورده شده است که جهت مطالعه بیشتر فقط نام برده می‌‌شود.
  • مشاهده و کنترل سرمایه فکری
  • FIVA
 جمع بندی :
آندره کارنگی می‌گوید: تنها سرمایه غیر قابل جایگزین در فرآیندهای سازمان دانسته ها و توانایی‌های افراد آن است.
این جمله و مباحث اشاره شده در این مقاله به اهمیت مدیریت سرمایه‌های فکری اشاره می‌کند. اصلاح مداوم ساختارهای درون سازمانی مدیریت منابع انسانی و سرمایه‌های برون سازمانی دربسیاری از موارد هزینه‌های شرکت را به  شدت کاهش می‌دهد و بازدهی آن را افزایش می‌دهد، روحیه افراد را بهبود می‌بخشد و مهمتر از همه افراد خبره‌تر را مشتاق به کار در آن شرکت می‌کند. در چنین فضایی خلاقیت‌های افراد بیشتر شکوفا می‌شود و اشتیاق برای حل مساله را افزایش می‌دهد. سرمایه‌های فکری از مهمترین سرمایه‌های یک شرکت است.
شیوه‌های مدیریت کردن سرمایه‌های فکری بسیار پیچیده است و نیاز به تخصص و گرفتن مشاوره دارد.
ما یک پرینتر را در شرکت به عنوان یک سرمایه فیزیکی می‌شناسیم. سرمایه ای که مستهلک می‌شود اما سرمایه‌های فکری در نتیجه مدیریت و بهینه سازی‌های حرفه ای رشد و افزایش بها پیدا می‌کنند.
درنتیجه همه سرمایه هایی که برای سازمان گذاشته می‌شود تا منابع و سرمایه‌های فیزیکی تبدیل شود مستهلک می‌شوند اما سرمایه گذاری بر روی ایجاد و مدیریت سرمایه‌های فکری نه تنها مستهلک نمی‌شوند بلکه بر بهای آن به صورت روز افزون اضافه می‌شود.