021 - 44 35 52 27 Info@imcs.institute

گردآوری و تألیف: تیم تحریریه

چکیده

هر چه میزان هوش معنوی افزایش یابد و تمایل شخص به کسب مهارت در این زمینه بیشتر شود، نشانه هایی از قبیل ثبات، انعطاف پذیری، آرامش، تمایل به صلح، مسئولیت پذیری، خلاقیت، افزایش مهارت حل مسئله و … در رفتار فرد دیده می شود که تمامی این موارد می تواند باعث پیشرفت وی در زمینه فردی و اجتماعی گردد. در نهایت هرچه تعداد افرادی که دارای هوش معنوی بالاتری هستند افزایش یابد، خانواده ها، محیط های کاری، جامعه، کشور و در نهایت دنیای بهتری خواهیم داشت. در نتیجه هر چه سازمان ها، سرمایه گذاری بیشتری برای آموزش های فردی- گروهی، تعریف مسیرهای فردی-کاری در زمینه هوش معنوی انجام دهند، کارکنان سالم تر، شادتر، خلاق تر و در نهایت وفادارتری خواهند داشت که این امر بدون شک موجب پیشرفت سازمان می گردد.
در طی چند دهه گذشته، تصور بر آن بوده است که هوش عقلایی(IQ) تنها نوع معتبر در حوزه هوش و آگاهی است. سپس به دهه ۱۹۹۰ می رسیم که در طی این دهه ما با مفهوم هوش عاطفی(EQ) آشنا شده‌ایم- از چگونگی کنترل عواطف و احساسات که به طور بالقوه نسبت به هوش عقلایی از اهمیت بیشتری برخوردار است، آگاه شدیم. پس از آن با فرا رسیدن سال ۲۰۰۰، درک و آگاهی ما ازهوش گسترش یافت چراکه در آن زمان ایده هوش معنوی بیان شد.
اما تعریف دقیق هوش معنوی چیست؟ و چرا هوش معنوی در عصر امروزی از اهمیت بالایی برخوردار است؟ چگونه درک ما از هوش معنوی در حل مسائل و مشکلات دنیای مدرن مانند بی‌احساسی و تروریسم به ما کمک می کند؟
منشا اصلی عبارت هوش معنوی
معنای عبارت هوش معنوی عمدتاً در کتاب “دانا زوهار- یان مارشال” با عنوان “ارتباط با هوش معنوی خود” تشریح شده است:  آن‌ها هوش معنوی را “اساسی‌ترین هوش و آگاهی انسان” توصیف می کنند. این موضوعی است که ما برای توسعه گنجایش فکری در درک معانی، بینش و ارزش‌ها از آن استفاده می کنیم و امکان رویاپردازی و کوشش برای رسیدن به آنها را برای ما فراهم می‌کند. این موضوعات، چیزهایی هستند که ما به آنها اعتقاد داریم و اقداماتی را که انجام می دهیم بر اساس نقش ها، باورها و ارزش‌هایمان است. هوش معنوی به بررسی چگونگی دستیابی به هوش معنوی درونی و امکان دستیابی به زندگی بهتر و رضایت ‌بخش می پردازد.
سه بعد اصلی هوش معنوی
۱)مسئولیت‌ پذیری
 گاهی  ممکن است از خودتان سوال کنید که اهدافتان در زندگی چیست و در قبال چه کسانی مسئول هستید. فکر کردن به این موضوعات موجب می شود که ما به این حقیقت دست یابیم که باید از بینشی در راستای چگونگی گذراندن زندگی خود برخوردار باشیم. هرچه باشد، ما برای همیشه در اینجا نخواهیم بود و باید به نوعی سهم و دین خود را در خصوص نسل آینده ادا کنیم.
۲)تواضع و فروتنی
 زمانی به این موضوع فکر کنید که ما تنها ذره‌ای در این جهان و تنها یکی از ۷میلیارد نفر بر روی زمین؛ فقط یکی از ۱۰۸ میلیارد نفر که تا کنون بر روی زمین زندگی کرده‌اند، هستیم. پس چه چیزی باعث می شود که ما تصور کنیم وجودمان مهمتر از دیگران است؟
فهم این برابری و تواضع ناشی از آن، یکی از ابعاد هوش معنوی را توسعه می دهد.
۳)شادکامی
 با پیشرفت جهان امکان رفاه و آسایش فراهم شده است. اما واقعا می توانیم بگوییم که ما در حال حاضر شادتر از گذشته هستیم؟ به راستی چه چیزهایی ما را خوشحال میکند؟ همه ما به دنبال شاد بودن هستیم، اما چگونه؟
پاسخ به این سؤال نه تنها شاخص بلکه توسعه دهنده مفهوم هوش معنوی است.
تفاوت موجود میان هوش عقلایی، هوش عاطفی و هوش معنوی
*. هوش عقلایی( IQ)
 به منزله معیاری برای سنجش هوش انسانی تلقی می‌شود. درحالیکه هریک از افراد دارای نقاط ضعف و قوت شناختی می‌باشند، روانشناسان به این موضوع پی برده‌اند که یک جزء مشترک تحت عنوان “هوش عمومی” در میان افراد وجود دارد. اطلاعات عمومی به شیوه‌های مختلفی تعریف شده است. ما در اینجا تعریف رابرت فلدمن را برمی گزینیم: “توانایی درک جهان، تفکر منطقی و بکارگیری مؤثر منابع در مقابله با چالش‌ها”.
*. هوش عاطفی یا هیجانی (EQ)
 روشی برای مدیریت احساسات خود از طریق راه‌های مثبت است، بنابراین، شما می‌توانید به طور موثر با فراز و نشیب‌های موجود در زندگی مقابله کنید. این موضوع در اواسط دهه ۱۹۹۰ توسط دنیل گولمان توسعه یافت. بررسی‌ها حاکی از آن است که افراد با برخورداری از هوش عاطفی، به راحتی روابط بین فردی را ایجاد و با شرایط گروهی سازگار می‌گردند. افرادی که از هوش عاطفی بالاتری برخوردار می‌باشند، در درک وضعیت روانشناختی خود اعم از مدیریت استرس و کاهش احتمال افسردگی، عملکرد بهتری دارند.
*. هوش معنوی (SQ)
 فراتر از مهارت‌های شناختی و عاطفی شما است. هوش معنوی بیانگر تفکر شما در مورد فناپذیری، ماهیت وجودیتان و توانایی تفکر در رابطه با حل مسائل بشریت می باشد. با در نظر داشتن این موضوع که شما در مقابل عظمت این جهان، بسیار کوچک هستید، به معنای زندگی همراه با تواضع و فروتنی است. درک قوی نسبت به موضوع هوش معنوی، این انگیزه را درافراد ایجاد می‌کند تا توافقات کاری، زمان لازم برای رشد خانواده و رشد درونی را هماهنگ و متعادل کنند.
 هوش معنوی خود را پرورش دهید.
به طور معمول، هنگامی که موضوع معنویت مطرح می‌شود، افراد را به دو گروه از مومنان و کافران تقسیم می‌کنیم. اما این گروه‌بندی اشتباه است، زیرا هر یک از افراد به چیزی اعتقاد دارند.یک فرد به عنوان یک خداناباور، ممکن است بر این باور باشد که انسان ها برای هدایت در زندگی، به دستورات معنوی همچون ایمان به خدا و یا خواندن کتاب آسمانی نیاز ندارند. در عین حال معتقد باشد که سرچشمه هستی انسان‌ها معنویت بوده است. ابعاد وجودی انسان ها از معنویت نشات گرفته است. “اوون واتر” در کتاب خود تحت عنوان “دگرگونی” اینگونه بیان میکند: انقلاب در آگاهی بشریت بیانگر آن است که شش مرحله اساسی توسعه انسانی وجود دارد که به دنبال آن شش مرحله قدرت‌های معنوی در وی ظهور می کند. هنگامی که مراحل اصلی تکمیل گردید، شما به حوزه معنویت سوق می یابید و پیشرفت قابل توجهی خواهید داشت. زیرا در آن لحظه، شما دلایل کافی برای موجودیت انسان را به دست آورده‌اید.
 جهان را با معنویت نجات دهید.
در عصر کنونی که مملو از نفرت و عدم احساسات است، شاید اندکی درک وآگاهی درمورد بعد معنوی خود به نفع ما باشد و بازخورد خوبی را به جای بگذارد. “باربارا سارجنت” به زیبایی آن را اینگونه تفسیر می‌کند: از طریق شیوه‌های معرفتی و آرمان‌های معنویت، ما می توانیم به این آگاهی دست یابیم که در وابستگی نزدیک با این جنبه عمیق و منحصربفرد از خودمان زندگی کنیم، این نقطه درست جایی است که راهنمایی درونی می تواند در زمانی که ما بیشتر به آن نیازمندیم، صورت گیرد. هرچه با عشق و علاقه بیشتری در آن تعمق کنیم و نسبت به خودمان دلسوزانه برخورد کنیم، بیشتر ناخالصی‌های درونی ما چه به صورت آگاهانه و چه ناآگاهانه، به تدریج از وجودمان خارج می شود و با انرژی ناشی از عشق حقیقی و درک عمیق جایگزین می شود. » 
تاثیر هوش معنوی  (SQ)در کسب و کار
 نسل های انسانی به علت ابداعات غیر قابل شمارش روز افزون در حال پیشرفت می باشندکه با هر ابداع سطح راحتی افزایش می یابد اما آیا واقعاً انسان ها خوشحالتر از گذشته هستند؟اگرچه وابستگی به مادیات در حال افزایش است و همچنین میزان راحتی در زندگی به واسطه پیشرفت تکنولوژی قابل مقایسه با گذشته نمی باشد، آیا واقعاً انسان ها آرامش را لمس می نمایند؟ هوش معنوی از طریق ایجاد صلح درونی در نهایت منجر به صلح جهانی می شود، هوش معنوی می تواند نمایانگر تمام قدرت یک انسان باشد چرا که تمام انسان ها به طور ذاتی دارای قدرت اند و همچنین تمایل به داشتن قدرت بیشتر در نهاد تمام انسان ها وجود دارد. هوش معنوی در همه ی ما وجود دارد بنابراین به تلاش برای تجربه کردن آن نیاز نداریم اما به تلاش برای آگاه شدن نسبت به سطح آن و همچنین ارتقا آن نیازمندیم.افراد موفق زیادی دیده می شوند که از بیماریهای مختلف از جمله: دیابت، فشارخون، بیماریهای قلبی- عروقی و … رنج می برند، اما زندگی فردی شادتر است که منجر به ساخته شدن زندگی خانوادگی شادتر، محیط های کاری شادتر و در نهایت جامعه شادتر و سالم تری می شود. جایگاه مفهوم هوش معنوی در حال افزایش در سازمان ها است و سازمان هایی از قبیل Ford  ، Nike، WiproBenckiser و … زمان های زیادی را صرف افزایش مهارت های مربوط به ارتقاء هوش معنوی می نمایند. سازمان ها در واقع دریافته اند که اگر کارمندان به یکدیگر اعتماد داشته باشند، مشتریان و همکاران نیز به آنها اعتماد می کنند و این امر در نهایت منجر به موفقیت و پیشرفت سازمان می گردد. افزایش مشکلات در دنیای مدرن را نمی توان انکار کرد و هوش معنوی قدرت تطابق و انعطاف پذیری را افزایش می دهد که این امر منجر به تحلیل داده ها و اطلاعات، فهم و درک مسائل و مشکلات، پیدا کردن راه حل‌های مناسب و متفاوت و انتخاب بهترین جایگزین می شود. همچنین باعث افزایش مسئولیت پذیری می شود که شامل مسئولیت پذیری شخصی، خانوادگی، محیط های کاری، جامعه، کشور و در نهایت جهان می شود. این مسئولیت پذیری به ما کمک می کند که چشم انداز بهتر و بزرگتری برای بشریت متصور شویم و نیز دید ما را به جهان پیرامون فروتنانه می کند.اگر بخواهیم به طور مناسب بیان کنیم باید بگوییم که ارتقا هوش معنوی باعث کاهش تصمیمات خودخواهانه می شود و نوسان های تصمیم گیری ناشی از قدرت، پول و موقعیت را کاهش می دهد. هوش معنوی در آموزش چه در سطح آکادمیک و چه در سطح مهارت های فردی مورد غفلت واقع شده است که این غفلت در شاخه هایی از قبیل پزشکی، پرستاری، روانپزشکی، روان درمانی و … می تواند آسیب های بیشتری به همراه داشته باشد. در دوره تخصصی پرورش مشاور در انستیتو IMCS آشنایی با هوش معنوی و نحوه ارتقاء آن در کنار سایرمهارت ها آموزش داده می شود، بنیانگذار انستیتو بر این باور است که همزمان با مدنظر قرار دادن هوش عقلایی و هوش هیجانی، هوش معنوی نیز باید ارتقاء باید چرا که اساس کار مشاور آگاهی کامل نسبت به خود، محیط اطراف و در نهایت نیاز ها و خواسته های کارفرما می باشد و این امر تنها با افزایش مهارت ها، تمرین های فردی- گروهی، مطالعه و … میسر است. زمانی که فرد در راستای ارتقاء هوش معنوی خود گام بر می دارد نشانه های آن در رفتار وی ظاهر می شود. از جمله این نشانه ها می توان به آرامش، صلح درونی، تعادل، انعطاف پذیری، مسئولیت پذیری، افزایش ظرفیت، مهارت حل مسئله، برقراری ارتباط مؤثر، بصیرت و … اشاره کرد.
 ۱۲ اصل ارتقای هوش معنوی
۱) آگاهی نسبت به خود
۲) خودانگیختگی
۳) توانایی تعریف چشم انداز و ارزش ها
۴) کل گرایی
۵) دلسوزی و مهربانی
۶) احترام به تفاوت ها
۷) استقلال از محیط
۸) انسانیت
۹) تمایل به سوالات پایه از قبیل ” چرایی ها”
۱۰) توانایی تفکر خارج از چهارچوب
۱۱) نگرش مثبت در برابر شکست ها
۱۲) میل به ارتقاء
 این اصول می تواند برای اندازه گیری هوش معنوی به ما کمک کند اما باید توجه داشت که تنها نمونه های اصلی از اصول ارتقا هوش معنوی در اینجا ذکر شده است.