ایگور آنسف

ایگور آنسف

به قلم : تیم تحریریه

چکیده:

دکتر ایگور آنسف از اولین نخبگانی است که نیاز پیدایش مفهوم مدیریت استراتژیک را به خوبی تشخیص داد. وی استاد مدیریت صنعتی در دانشگاه کارنگی ملون و استاد مدیریت در دانشگاه واندر بیلت در تنسی می باشد. وی کتابهای بی شماری نوشته، مقالات فراوانی درباره ی مدیریت استراتژیک منتشرکرده و نیز به عنوان مشاور با شرکت هایی همچون فیلیپس، جنرال الکتریک و آی بی ام همکاری کرده است و همه دانشجویان رشته بازاریابی با ماتریس وی آشنا هستند. وی به عنوان پدر مدیریت استراتژیک شناخته شده است. ایشان در ۱۴ ژوئیه سال ۲۰۰۲ دار فانی را وداع گفت. او نخبه ی اصلی و برجسته ی استراتژی است، و به دلیل وضع واژه ی “مدیریت استراتژیک” مشهور شده است. نخستین کتاب آنسف به نام “استراتژی سازمان” در سال ۱۹۶۵ منتشر شد.

ایگور آنسوف در سال 1918 درشهر ولادی وستک روسیه متولد شد و به همراه خانواده اش در سال 1936 به ایالات متحده مهاجرت کرد. در ابتدا تحصیلات آکادمیک او بر ریاضیات متمرکز بود. وی لیسانس خود را از مدرسه عالی استایوسانت شهر نیویورک در رشته مهندسی مکانیک و فوق لیسانس خود را در رشته مکانیک مواد جامد از موسسه فناوری استیونز اخذ نمود و او توانست دکترای ریاضی کاربردی با گرایش کشسانی و شکل پذیری جزئی در ارتعاش خود را از دانشگاه براون اخذ کند. پس ازاتمام  تحصیلات به کالیفرنیا رفته و عنوان استاد ممتاز دانشگاه بین المللی  Alliant بدست آورده و به مدت 17 سال در آن دانشگاه ضمن تدریس به تحقیق و پژوهش در زمینه مدیریت استراتژیک می‌پرداخت .

آنسوف در جنگ جهانی دوم نیز به عنوان عضو رزرو در ارتش آمریکا خدمت می‌نمود .همچنین رابط نیروی دریایی روسیه بوده و به عنوان استاد فیزیک نیز در ارتش آمریکا خدمت می‌نمود. در سال 1953، آنسوف به عنوان استاد رشتۀ مدیریت صنعتی انستیتو فناوری کمبریج در پیتسبورگ منصوب شد. او، هم در ایالات متحده و هم در اروپا، سمت‌های دانشگاهی مختلفی را تجربه کرد.

آنسوف در سال 1950 به شرکت راند پیوست وسپس  در سال  1959 به شرکت هواپیمایی لاکهید رفت. او در

آنجا به سمت نایب رییس بخش طرح و برنامه و نایب رییس و همچنین مدیر بخش فناوری‌های صنعتی منصوب شد.

آنسوف، اگرچه پس از آن نیز به عنوان مشاور فعال بود اما در سال 2000 و با اخذ مدرک معتبر استاد ممتاز از دانشگاه بین المللی ایالات متحدۀ آمریکا بازنشسته شد.

دیگر آثار وی به شرح زیر می باشد:

“استراتژی‏ تجارت” (۱۹۶۹)، “مدیریت ‏استراتژیک” (۱۹۸۴)، “شرکت: مواجهه‏ با چالشی همیشگی” (۱۹۸۶)، “استراتژی جدید سازمان” (۱۹۸۹) می باشد. او بیش از ۱۵۰ مقاله منتشر کرده است.

آنسف تأثیر بسزایی در زمینه ی مدیریت و تفکر استراتژیک داشته است. در مقوله بازاریابی به دلیل ارائه ماتریس آنسف که یک ابزار بازاریابی مشهور است در بین عموم به خوبی شناخته شده است. اطلاعات مربوط به ماتریس آنسف و ابزار معروف بازاریابیش برای نخستین بار در مجله ی تجارت هاروارد در سال ۱۹۵۷ منتشر شد.

ارتباط با ما

آدرس: شهران، بالاتر از فلکه‌دوم، مجتمع تجاری مهدی،

بلوک B، طبقه‌اول، واحد ۱

پست الکترونیک: info@imcs.institute

تلفن: 44355227-021

آپارات    تلفن   ایمیل   لینکدین   اینستاگرام

Gamification; آیا اخلاقی است؟( قسمت اول)

Gamification; آیا اخلاقی است؟( قسمت اول)

به قلم : تیم تحریریه

پیش بینی می‌شود که اندازه بازار Gamification، در سه سال آینده تقریباً به 23 میلیارد دلار برسد و با جذب مشتریان و کارمندان از نظر روانی، محبوبیت پیدا کند. اما محققان هشدار می‌دهند که در صورت استفاده نادرست از Gamification، این پدیده جذاب می‌تواند به یک ابزار قدرتمند و غیر اخلاقی تبدیل شود.

اولین باری که آندره تورپ با Gamification آشنا شد، Gamification به یک ابزار خارق العاده تجاری تبدیل شده بود که مشتریان و همکاران را متقاعد به انجام هر کاری می‌کرد. تورپ- استاد استراتژی، کارآفرینی France’s Kedge Business School با مشاهده قدرت Gamification در خصوص متقاعد سازی و تشویق مشتریان نسبت به خرید و استفاده از محصولات و خدمات ،در خصوص اخلاقی بودن آن به فکر فرو رفت و تحقیقات گسترده ای را آغاز نمود. او نگران این مسئله بود که Gamification می‌تواند مشتریان را وادار به استفاده از خدمات و محصولات نماید.تروپ و استفان روپر، استاد دانشکده Business Warwick در انگلستان، مقاله ای با عنوان “اخلاق Gamification در زمینه بازاریابی” نوشتند، که در این مقاله چگونگی دستبردن کسب و کارها در خواسته‌های مشتریان را بررسی کردند. هنگامی‌که تورپ و روپر برای اولین بار مقاله را منتشر کردند، با سوالاتی از قبیل: چگونه این پدیده با سایر جنبه های بازاریابی تفاوت دارد؟ تفاوت بین اقناع و دستکاری چیست؟ رو به رو شدند.

تروپ متوجه یک نکته جذاب شد. وی اعتقاد داشت که با یک طیف رو به رو هستند. Gamification، تفاوت چندانی با سایر ابزارها و تکنیک‌های بازاریابی ندارد، اما مطمئناً در انتهای این طیف، دستکاری صرفاً به دلیل اینکه بسیار مخفی است، می‌تواند بسیار مخرب باشد.

چگونه ازGamification استفاده می‌شود؟

در مقاله تروپ و روپر، که امسال توسط مجله اخلاق تجارت منتشر شده اس، آنها معتقدند که Gamification با سایر ابزار و روش‌های بازاریابی متفاوت است. هدف Gamification متقاعد کردن مردم برای خرید چیزی است که با طراحی بازی‌های مختلف صورت می‌گیرد نه بازاریابی. با این حال، طبق گفته ایشان، این دو مفهوم به دلیل جنبه‌های پنهان Gamification برای ترغیب مشتریان متفاوت هستند.

تروپ و روپر معتقدند که هدف Gamification، سوق دادن مشتری به خرید کردن است، در حالی که بازاریابی و تبلیغات، مشتریان را ترغیب می‌کند. از سوی دیگر، تبلیغات بسیار منفعل‌تر از Gamification عمل می‌کند. یافته‌های تحقیقاتی نشان می‌دهد که Gamification بسیار فراتر از تبلیغات عمل می‌کند. طبق گفته‌های گبه زیکرمان در کتاب Gamification By Design، Gamification از حدود 75% روان شناسی و 25% فناوری تشکیل شده است.

اگرچه Gamification امری پنهان است اما در جنبه‌های خارجی بازاریابی مانند برنامه‌ها، وب سایت‌ها و… قابل تشخیص است. اگر در Uber وضعیت طلایی کسب کرده‌اید یا عضو برتر برنامه MileagePlus هواپیمایی یونایتد ایرلاینز شده‌اید، در یک محیط گیم شده کار کرده‌اید. مشهورترین نمونه بازی، احتمالاً بازی سالانه مونوپلی مک دونالد است که در آن مشتریان برای کسب شانس بیشتر دربردن پول یا جوایز، قطعات بازی های هیئت مدیره faux را با سفارش خود دریافت می‌کنند. این بازی مشتریان را ترغیب به خرید مکرر برای کسب شانس بیشتر برای پیروزی می‌کند. در سال 2013، مک دونالد ادعا کرد که این بازی به شرکت کمک کرده است سود خود را در یک فصل، 5٪ افزایش دهد.

Gamification همچنین برای بازاریابی داخلی مانند آموزش و جذب کارمندان در نرم افزار، برنامه‌ها یا پروژه های جدید استفاده می‌شود. به عنوان مثال، شرکت نرم افزاری CRM Salesforce کارمندان را با یک سیستم gamified به نام Trailhead درگیر می‌کند، که در آن کاربران برای انجام کارهای آموزشی امتیازاتی را جمع می‌کنند. چنین محیط های بازیابی شده در تجارت شایع‌تر می‌شوند و به برنامه ریزی بازنشستگی کارکنان، مراقبت های بهداشتی و استخدام گسترش می‌یابند.

تروپ و روپر معتقدند که صنعت توانسته است که قدرت محیط روانشناسی محیط های gamified را بهتر درک کند، از اینرو آنها قدرتمندتر و احتمالاً پنهان‌تر خواهند شد.

تروپ می گوید: “در بعد تحقیق، ما بیشتر به اخلاق توجه می کنیم.””اما این کاملاً به صنعت سرایت نمی‌کند… نه همه، اما اکثر شرکت ها نمی خواهند به اخلاق توجه کنند، مگر اینکه آیین نامه‌ای وجود داشته باشد. او می گوید، تاکنون هیچ ارگانی که نماینده منافع بازاریابان، تبلیغ کنندگان یا مشاغل باشد، کد اخلاقی دریافت نکرده است.”

ارتباط با ما

آدرس: شهران، بالاتر از فلکه‌دوم، مجتمع تجاری مهدی،

بلوک B، طبقه‌اول، واحد ۱

پست الکترونیک: info@imcs.institute

تلفن: 44355227-021

آپارات  لینکدین   اینستاگرام

مدل های معماری برند

مدل های معماری برند

به قلم : تیم تحریریه

پنج مدل مستقل و یک مدل ترکیبی (جمعا شش روش) وجود دارند که در منابع مختلف با کمیت و کیفیت‌های مختلفی بیان شده اند (از سه الی پنج مدل و با نام‌های گوناگون که در این نوشته دسته بندی شده اند)که می توان از طریق آنها معماری برند را تشکیل داد. در اینجا روش ها با توجه به تعدد برندهای قابل تعریف از طریق هر مدل مرتب شده اند، به شکلی که در اولین مدل همه چیز تحت هویت یک نام تجاری تعریف می شود (همبستگی کامل) و در آخرین مدل هر محصولی دارای برند و هویت مستقل خود می باشد (استقلال کامل) …

تک برندی (Single Brand/Corporate)

در این مدل از معماری برند، هیچ نامی غیر از نام تجاری شرکت مطرح نیست و حتی تعریف نمی شود. یعنی هر آنچه که تولید یا ارائه می گردد، با هر شکل و شمایلی، با هر میزان از شباهت یا تفاوت محصولات/سرویس ها نسبت به هم، تحت یک نام و یک هویت مستقل معرفی می گردد. در این دسته می توان از شرکت آی.بی.ام نام برد. در این مدل شاید شرکت برای محصولات مختلفش نامگذاری کند، اما صرفا بر روی معرفی و تبعین تک برد خود تمرکز دارد. همه محصولات برند سامسونگ غیر از بخش موبایل نیز از همین مدل بهره می گیرد.

بواسطه ی این مدل همبستگی بین تمامی محصولات/سرویس ها حفظ شده و اعتبار همه ی آنها به شکل واحد و نه مستقل سنجیده می شود. لذا فرصت ایجاد برندهای زیر مجموعه بواسطه ی برند اصلی از بین رفته و هر فراز و فرودی به پای یک نام تجاری نوشته می شود. از طرف دیگر با توجه به یکسان بودن هویت برند، امکان تعریف محصولات کاملا مجزا برای سگمنت های دیگر بازار که با هویت فعلی ارتباط نمی گیرند، نزدیک به صفر است.

برند چتری (Branded House/Umbrella/Parent/Family)

محصولات و کسب و کارها در این مدل همگی زیر یک چتر، یعنی برند اصلی شکل می گیرند. در واقع در اینجا شرکت ر معماری برند خود دارای چند برند است اما باز هم مانند مدل قبلی، هیچ کدام از برندها دارای هویت مستقل نمی باشند و همگی تلاش می کنند تا نام برند اصلی را پرآوازه تر و قوی تر کنند. در این دسته می توان از گروه ویرجین نام برد: ویرجین-کِیر (در بخش سلامت)، ویرجین-کانکت (رسانه)، ویرجین-اکسپرینس دیز (سرگرمی) … همانطور که میبینید بیشتر شبیه به یک نام گذاری مشترک می باشد برای جدا کردن فعالیت های مختلف از هم، ولی هر چه دارند از ویرجین است و هرچه بدست می آروند هم به نام ویرجین نوشته خواهد شد. محصولات اپل و صرفا محصولات موبایل سامسونگ نیز در همین دسته قرار می گیرند.

با توجه به این همبستگی بین برندهای زیر چتر، باز هم همانند مدل قبلی، تمامی فراز و فرودها بر روی نام تجاری اصلی سایه می اندازد لذا آسیب پذیری برند اصلی همچنان در سطح بالایی قرار دارد (بحران گلکسی نت ۷ شرکت سامسونگ به شدت بر روی سهام و بازار این برند تاثیر منفی گذاشت)، هر چند که موفقیت برندهای زیر مجموعه هم می تواند به ارزش و اعتبار برند اصلی بیافزاید. اما از طرف دیگر فرصت ساخت برندهای متفاوت جهت پوشش نیازهای مختلف فراهم است و با توجه به مرتبط بودن برندها به هم، هزینه های عملیاتی مانند تبلیغات و بازاریابی برای معرفی سرویس های جدید با بهره وری مناسبی همراه خواهد بود.

زیر برندها (Sub-Brands)

با کمی دور شدن و فاصله گرفتن از همبستگی بین برندها در مدل قبلی، برندهای زیر مجموعه حالا در این مدل از معماری برند کمی هویت مستقل تری خواهند داشت، هر چند که این استقلال همچنان به شکل تام و کامل نیست. در واقع در این مدل ابتدا نام برند اصلی آورده می شود و در ادامه ی آن نام زیر برند اضافه می گردد. ایکس-باکس مایکروسافت نمونه خوبی است. ایکس-باکس امروز به شکل نسبتا مستقلی برند محسوب می شود هر چند که همچنان بدون نام برند اصلی می لنگد اما می توان تفاوت هایی با برند اصلی برای آن متصور بود. در واقع امروز برند ایکس-باکس دارای ارزش ریالی خودش است تا حدی که شرکت مادر روزی می تواند آن را به عنوان یک برند مستقل بفروشد. جهت دقیقتر شدن تفاوت بین این مدل و مدل چتری، می توان اینگونه گفت که در این مدل امکان جدا کردن زیر برند از برند اصلی در طول زمان وجود دارد درحالیکه در مدل قبلی هیچ برندی از زیر چتر برند اصلی جدا نخواهد شد، چرا که بدون برند اصلی بی معنا خواهد بود، همانطور که آی-فون را از اپل و ویندوز را از مایکروسافت نمی توان جدا کرد (ممکن است متوجه شده باشید که معماری برند شرکت ها در درون خودشان هم یکسان نیست و برخی از نام ها چتری هستند و برخی زیر برند، لطفا صبور باشید).

قطعا برای داشتن برندهای مستقل نیاز به سرمایه گذاری بیشتری خواهد بود. پس هزینه های عملیاتی در این مدل به نسبت مدل های قبلی افزایش خواهند یافت و ریسک آسیب پذیری برند اصلی از طریق زیر برندها با توجه به تعریف هویت مستقل برای هر یک، همچنان وجود خواهد داشت، البته بانسبت کمتری نسبت به مدل های قبلی. از طرف دیگر، این کار به داشتن سبد برندی متنوع که هر یک دارای ارزش خود هستند می انجامد و این امکان را می دهد تا نه تنها برند اصلی رشد کند، که زیر برندها نیز منفعت برده و دارای ردیف ارزش جدایی در ترازنامه شرکت گردند.

برندهای تایید شده (Endorsed Brands)

آیا واژه “تحت لیسانس” را شنیده اید؟ این مدل تقریبا به همین شکل عمل می کند. برند اصلی شامل برندهای زیرمجموعه کاملا مستقل می باشد که هر کدام دارای هویت و مخاطبان خاص خود هستند، اما جهت افزایش اعتبار این برندها و کمک به رشد آنها، از اعتبار برند اصلی و مادر در جهت صحه گذاشتن بر عملکرد زیر برندها خرج می کند. در واقع در اینجا بیشتر بحث تضمین کیفیت مطرح است. لذا برعکس مدل قبلی، ابتدا و به صورت برجسته نام زیر برند مطرح می گردد و در ادامه از نام برند اصلی استفاده می گردد. شرکت نستله از این مدل بهره می گیرد. اگر به بسته بندی محصولات این شرکت دقت کنید، هر محصولی نام تجاری خود را دارد درحالیکه در گوشه ای از لوگو نام نستله نیز قابل مشاهده است. شاید بد نباشد اینبار با دقت بیشتری به بسته بندی شکلات های کیت کت نگاه کنید.

استفاده از این مدل باعث خواهد شد تا محصول سریعتر در بازار نفوذ کند و این را مدیون حک شدن نام برند اصلی بر روی خود خواهد بود. از طرف دیگر برای مخاطب نیز کیفیت محصول تضمین شده خواهد بود. ولی استفاده بیش از حد از نام تجاری مادر بر روی محصولاتی که توان رقابت ندارند و یا از کیفیت لازم برخوردار نیستند، نه تنها به نفوذ بیشتر در بازار در بلند مدت منجر نمی شود که اصطلاحا باعث آبکی شدن خود برند مادر می گردد که در ارزش آن به شدت تاثیر گذار است. یا به دلیل مرتبط کردن برندها به هم از طریق تایید کردن، در صورتی که بحرانی برای برندهای زیرمجموعه اتفاق بیافتد، این برند مادر است که اصطلاحا دچار اثر منفی سرریزی می گردد (سرریزی استعاره از پر شدن ظرفیت زیر برند از حجم بحران می باشد که دامنه تاثیرش به برند اصلی بر میگردد).

برندهای مستقل (House Of Brands)

آخرین مدل مورد بررسی در واقع مترادف تعریف یک شرکت هلدینگ و قرار دادن زیر برندهای کاملا مستقل در زیر آن است. در این مدل از معماری برند آنقدر جامعه هدف و نوع محصولات ارائه شده از هم متفاوتند و بازار بازار جدیدیست که در هیج جای زیر برندها نامی از برند اصلی برده نمی شود و هر کدام به عنوان یک موجودیت کاملا مستقل و بدون نیاز به تایید برند اصلی به حیات خود ادامه می دهند. اگر از شامپو و صابون داو استفاده می کنید و بعد از حمام اسپری آکس میزنید و هنگام خواب با کرم وازلین بدن خود را چرب میکنید، شما مشتری وفادار برند یونی-لور هستید چرا که همه ی محصولات نامبره بعلاوه بسیاری دیگر از زیربرندهای مستقل، همگی دارای برند اصلی یکسان هستند که صرفا اگر به پشت بسته بندی این محصولات دقت کنید، لوگوی آن را بسیار کوچک و فقط به عنوان سازنده محصول می بینید. لذا در بسیاری از مواقع اصلا نمی دانیم که برند مورد استفاده ما یک زیر برند مستقل از یک برند بزرگتر است (از نمونه های داخلی پیروی کننده از این مدل، گروه شرکت های گلرنگ می باشد).

از مزایای این روش می توان از امکان تمرکز بر روی مخاطبان و بازارهای خاص نام برد. همچنین اثر منفی سرریزی که در مدل قبلی به آن اشاره کردیم در این روش اصلا وجود نخواهد داشت و مقدار آن صفر است. از طرف دیگر با توجه به تشکیل یک هویت جدید، سرمایه گذاری عملیاتی برای معرفی محصول/سرویس بالا خواهد بود و انتظار وفاداری از مشتریان برند اصلی در مورد این برند را نمی توان داشت. چرا که احتمالا آنها نمی دانند این برند جدید زیر مجموعه ای از برند مورد علاقه ی آنهاست.

مدل ترکیبی (Hybrid)

حال جالب است بدانید که اکثر برندهایی که از آنها در بالا به عنوان مثال مدل های مختلف نام بردیم، تنها به یک روش عمل نمی کنند و در معماری برند آنها، ترکیبی از مدل های معرفی شده را خواهیم دید. یعنی ممکن است برند اصلی مانند چتر برای برخی برندها عمل کند، همزمان چند زیر برند داشته باشد و همچنین به عنوان تایید کننده ی برخی دیگر از برندهایش نام خود را به آنها قرض دهد و از طرف دیگر زیربرندهایی داشته باشد که تشخیص ارتباطش با برنداصلی نیاز به تحقیق داشته باشد. مثلا آمازن: با برند اصلی آمازون.کام (که خودش به عنوان یک تک برند هم عمل می کند) دارای چتر برندی شامل آمازون کیندل یا آمازون پرایم است در حالیکه مالک برند آی.ام.دی.بی به عنوان یک برند مستقل می باشدکه در حوزه ی دیگری مشغول به فعالیت است. یا مثلا در مورد مایکروسافت که در بالا مطرح شد، ویندوز و مجموعه آفیس آن به عنوان برندهای چتری مطرح هستند در حالیکه ایکس-باکس یک زیر برند برای مایکروسافت محسوب می شود (البته لزوما نیاز به استفاده از همه ی مدل ها در مدل ترکیبی نیست و هر ترکیبی از مدل های مطرح شده به عنوان مدل ترکیبی شناخته می شود).

ارتباط با ما

آدرس: شهران، بالاتر از فلکه‌دوم، مجتمع تجاری مهدی،

بلوک B، طبقه‌اول، واحد ۱

پست الکترونیک: info@imcs.institute

تلفن: 44355227-021

آپارات    تلفن   ایمیل   لینکدین   اینستاگرام

آزمون کولموگروف-اسمیرنوف

آزمون کولموگروف-اسمیرنوف

به قلم : تیم تحریریه

آزمون کلموگروف-اسمیرونوف به عنوان یک آزمون تطابق توزیع برای داده های کمی است. فرض کنید نمونه ای از انداره های کمی در اختیار دارید و می خواهید تعیین کنید که آیا این نمونه از جامعه ای با توزیع نرمال بدست آمده است یا خیر؟ آزمون نرمال بودن یک توزیع یکی از شایع ترین آزمون ها برای نمونه های کوچک است که محقق به نرمال بودن آن شک دارد. برای این هدف آزمون آزمون کلموگروف-اسمیرونوف آزمون مناسبی است.

در نرم افزار SPSS از آزمون کلموگروف-اسمیرونوف برای تطابق چهار توزیع مختلف نرمال، پواسن، نمایی و یکنواخت استفاده شده است. اساس آزمون کلموگروف-اسمیرونوف روش بر اختلاف بین فراوانی تجمعی نسبی مشاهدات با مقدار مورد انتظار تحت فرض صفر است. فرض صفر می گوید که نمونه انتخاب شده دارای توزیع نرمال، (پواسن، نمایی یا یکنواخت) است. آزمون کلموگروف–اسمیرونوف برای تطابق توزیع، احتمال های تجمعی مقادیر در مجموعه داده هایتان را با احتمال های تجمعی همان مقادیر در یک توزیع نظری خاص مقایسه می کند. اگر اختلاف آن به قدر کافی بزرگ باشد، کلموگروف-اسمیرونوف نشان خواهد داد که داده های شما با یکی از توزیع های نظری مورد نظر تطابق ندارد. در آزمون کلموگروف-اسمیرونوف اگر معیار تصمیم گیری P-Value کمتر از ۵ درصد باشد، فرض صفر رد می شود یعنی داده ها نمی توانند از یک توزیع خاص مانند نرمال، پواسن، نمایی یا یکنواخت باشند.

 

ارتباط با ما

آدرس: شهران، بالاتر از فلکه‌دوم، مجتمع تجاری مهدی،

بلوک B، طبقه‌اول، واحد ۱

پست الکترونیک: info@imcs.institute

تلفن: 44355227-021

آپارات    تلفن   ایمیل   لینکدین   اینستاگرام

برنامه یا تقویم محتوایی چیست ؟

برنامه یا تقویم محتوایی چیست ؟

به قلم : تیم تحریریه

چکیده:

برنامه‌ریزی، یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت در هر زمینه‌ای است. ۴۲ درصد از مردم، زمانی که اهداف خود را می‌نویسند، به آن اهداف دست می‌یابند. تولید محتوا، به تنهایی نمی‌تواند باعث موفقیت استراتژی بازاریابی محتوا شود، بلکه نظم بخشیدن به تولید و انتشار محتوا، نقش مهمی را ایفا می‌کند. استفاده از یک تقویم محتوایی، برای برنامه‌ریزی مناسب و نظم بخشیدن به بازاریابی محتوا ضروری است. داشتن یک برنامه منظم در تولید و انتشار محتوا، باعث جذب مخاطب و در نهایت، تبدیل مخاطب به مشتری می‌شود.

بزرگ‌ترین چالش تولید محتوا، فقط نوشتن آن نیست، بلکه موارد دیگری مانند ایده‌پردازی موضوعات (brainstorming)، هدف قرار دادن مخاطبین صحیح، بهینه‌سازی پست‌ها با بهترین کلیدواژه‌ها و در نظر گرفتن  CTAمناسب را شامل می‌شود. با این حال، هر یک از این مراحل به سازماندهی متمرکز و صرف زمان نیاز دارد تا به موفقیت بیانجامد.

تقویم محتوایی، یک تقویم ساده است که جزئیات و طبقه‌بندی محتوا، زمان‌بندی انتشار را در بر دارد و به تیم مارکتینگ کمک می‌کند تا برای همه فعالیت‌های بازاریابی مانند پست‌های بلاگ، پست‌های شبکه‌های اجتماعی و کمپین‌های محتوایی برنامه‌ریزی کنند. تقویم محتوایی، یکی از بهترین ابزارها برای نظم بخشیدن به استراتژی بازاریابی محتوا است.

این تقویم، به منزله یک نقشه راه برای اطمینان از قرار گرفتن در مسیر درست رسیدن به اهداف کسب‌وکار، دستیابی به مخاطبان هدف و عملکرد مناسب کانال‌های مختلف محتوا است. ایجاد این تقویم، کار ساده‌ای است، اما رعایت کردن آن، کاری دشوار است.

یک تقویم محتوایی رایج باید شامل موارد زیر باشد:

  • موضوع یا عنوان هر محتوا
  • نویسنده هر محتوا
  • تاریخ انتشار محتواها
  • موقعیت و کانال انتشار محتوا
  • فرمت محتوا
  • دسته‌بندی محتوا
  • پرسونای مخاطب
  • موقعیت مخاطبین هدف در قیف بازاریابی
  • دکمه CTA هر محتوا

چرا در استراتژی بازاریابی به تقویم محتوایی نیاز دارید؟

  • دلایل مختلفی، ضرورت ایجاد و استفاده از تقویم محتوایی را توضیح می‌دهد.
  • باعث جهت‌دهی به انتشار محتوا در موقعیت و رویدادهای مربوطه می‌شود.
  • باعث تسهیل مدیریت منابع تولید و تبلیغ محتوا می‌شود.
  • منجر به بهبود ایده‌پردازی، جستجو و بهینه‌سازی محتواها می‌شود.
  • یک تقویم محتوایی خوب، باعث صرفه‌جویی در زمان و انرژی شما می‌شود.
  • باعث نظم بخشیدن و سازماندهی کار روزانه، ماهانه و سالیانه تمامی عوامل می‌شود.
  • با جلوگیری از انتشار محتوای تکراری یا بیش از حد تصادفی محتواها و همچنین، نظم بخشیدن در انتشار محتواها، باعث حفظ مخاطبین و درگیر کردن آنها می‌شود.

علاوه بر لیست کردن محتواها، می‌توانید چگونگی توزیع محتواها در طول ماه یا سال را به صورت واضح مشخص کنید. این کار، باعث پی بردن به روزها و رویدادهای مهم کسب‌‌وکار و در نتیجه، برنامه‌ریزی برای آن می‌شود.

شما به راحتی می‌توانید با استفاده از  Google Sheets، Google Calendar و یا اکسل، تقویم محتوایی خود را ایجاد کنید. همچنین، می‌توانید نمونه‌های آماده این تقویم‌ها را دانلود و در صورت نیاز، ویرایش و استفاده کنید. با استفاده از این تقویم‌ها، می‌توانید در زمان صرفه‌جویی کنید و از این زمان برای افزایش کیفیت محتواهای خود استفاده کنید. نمونه تقویم محتوایی موجود در بلاگ HubSpot، یکی از بهترین نمونه‌ها است که می‌توانید به صورت رایگان آن را دانلود کنید. این تقویم‌ها در سه قالب Google Sheets، Google Calendar و اکسل برای مدیریت پست‌های بلاگ، مدیریت پست‌های شبکه اجتماعی و مدیریت کمپین‌های محتوایی ارائه شده است. 

ارتباط با ما

آدرس: شهران، بالاتر از فلکه‌دوم، مجتمع تجاری مهدی،

بلوک B، طبقه‌اول، واحد ۱

پست الکترونیک: info@imcs.institute

تلفن: 44355227-021

آپارات    تلفن   ایمیل   لینکدین   اینستاگرام

فرانچایز چیست

فرانچایز چیست

به قلم : تیم تحریریه

چکیده:

فرانچایز (Franchise) براساس تعریف انستیتوی بین المللی فرنچایز روشی ساده برای توسعه کسب و کار یا تجارت و توزیع کالا و خدمات از طریق قرارداد اخذ امتیاز است.

تعریف مدل فرانچایز

یک رابطه مدت دار و بلندمدت که فرنچایز دهنده حق بهره مندی از لیسانس و برند خود را به فرنچایز گیرنده می دهد و در زمینه سازمان دهی، آموزش، تامین مواد، بازاریابی و مدیریت به فرنچایز گیرنده کمک میکند و در ازای آن مبلغی از درآمد فرنچایز گیرنده را در اختیار می گیرد. فرنچایز یک مدل از همکاری در کسب و کار است که برای عرضه یک محصول یا خدمت به کار می رود.

در زبان انگلیسی شرکت اصلی که مدل کسب و کار را طراحی کرده فرنچایزر (Franchisor) و شرکتی که این امتیاز را دریافت کرده فرنچایزی (Franchisee) نامیده می‌شود.

فرانچایز کردن کسب و کار

فرانچایز کردن کسب و کار، یک مسیر اثبات شده برای رشد سریع است. حال اینکه ما چگونه فرانچایز شویم نیز خودش در این اقتصاد چالش برانگیز تبدیل شدن به یک گیرنده ی فرانچایز، یک بلیط خودکار به سوی موفقیت نیست. با این حال، بسیاری از صاحبان کسب و کار رویای دیدن نام تجاری خود را به عنوان نامی بزرگ، با شبکه ای گسترده در سراسر جهان در سر می پروارانند

در حقیقت راز موفقیت برندهای بزرگ خدماتی و صنعتی استفاده از مدل فرانچایز است. فرانچایز یکی از پدیده‌های دنیای معاصر در حوزه کسب و کار و خدمات عمومی است که منجر به ایجاد الگوهای زنجیره‌ای می‌شود. در این شیوه کسب و کار یک شرکت یا برند موفق، در ازای دریافت درصدی از درآمد طبق یک قرارداد مشخص و بلندمدت حق استفاده از لیسانس، برند و آموزش را به فرنچایز گیرنده می‌دهد و خدماتی مانند تأمین مواد اولیه، بازاریابی و تبلیغات را نیز بر عهده می‌گیرد.

برای مثال در رستوران‌های زنجیره‌ای مالکیت هر شعبه با شخصی متفاوت است اما شیوه اداره، دستورالعمل پخت غذا، دکوراسیون و حتی تابلو و آرم رستوران مطابق با الگوی ثابتی صورت می‌گیرد که توسط فرانچایز دهنده تدوین می‌شود.

دلیل استقبال از فرانچایز چیست؟

تعریف فرنچایز

درواقع فرانچایز استفاده از یک مدل آزمایش‌شده و موفق برای کاهش ریسک سرمایه‌گذاری است. در بازار عصر حاضر شکست اقتصادی به‌سختی جبران شده و بازگشت سرمایه ازدست‌رفته تقریباً غیرممکن است و این موضوع موجب شده تا چه در بخش اقبال عمومی و چه در بحث سرمایه‌گذاری خارجی استقبال خوبی از برندهای زنجیره‌ای شود. این شیوه کسب و کار چندان در ایران ناشناخته نیست. سال‌هاست که فروشگاه‌های زنجیره‌ای با شکل و شمایلی مشابه و خدماتی یکسان در شهرهای بزرگ و کوچک فعالیت می‌کنند.

افزون بر این بسیاری از کسب و کارهای منفرد مانند فست فودها و حتی بستنی فروشی‌ها نیز پس از کسب شهرت و رسیدن به سود کافی اقدام به گسترش فعالیت خود در قالب شعبه‌های متعدد می‌کنند. فرانچایز یک مدل برد-برد در بازار رقابتی محسوب می‌شود.

از سویی فرانچایز دهنده با ارائه تجربیات ارزشمند خود به فرانچایزگیرنده و از طریق فروش بیشتر فرانجایزگیرنده به درآمد سرشاری می‌رسد؛ تجاربی که به‌سختی و با آزمون ‌و خطا و پژوهش‌های فراوان به دست آمده‌اند و از سوی دیگر فرانچایز گیرنده نیز بدون نگرانی از شکست تجاری و بی‌نیاز از اموری مانند تبلیغات و بازاریابی با اتکا به تجاربی که بارها آزمون خود را پس داده‌اند اعتماد نموده و به فعالیت و کار اصلی خود تمرکز می‌کنند.

امروزه حوزه کسب و کار فرانچایز دیگر به فروشگاه‌ها زنجیره‌ای خلاصه نمی‌شود و موفقیت این الگو موجب شده تا مشاغل و خدماتی نظیر رستوران، سوپرمارکت، مهدکودک، مدرسه، دانشگاه و مراکز درمانی و بیمارستان‌ها نیز به این شیوه اداره شوند. دارایی‌هایی که در قالب فرانچایز گسترش می‌یابند تنها به موارد فیزیکی محدود نمی‌شود.

ارتباط با ما

آدرس: شهران، بالاتر از فلکه‌دوم، مجتمع تجاری مهدی،

بلوک B، طبقه‌اول، واحد ۱

پست الکترونیک: info@imcs.institute

تلفن: 44355227-021

آپارات    تلفن   ایمیل   لینکدین   اینستاگرام